سَلَامٌ عَلَى آلِ یس ...

سَلَامٌ عَلَى آلِ یس، ذَلِکَ هُوَالْفَضْلُ الْمُبِینُ، وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ*، لِمَنْ یَهْدِیهِ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ...

سَلَامٌ عَلَى آلِ یس ...

سَلَامٌ عَلَى آلِ یس، ذَلِکَ هُوَالْفَضْلُ الْمُبِینُ، وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ*، لِمَنْ یَهْدِیهِ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ...

سَلَامٌ عَلَى آلِ یس ...

حَدِّثُوا عَنَّا وَ لَا حَرَجَ:
عَن مولانا الإمام جعفر الصادق صلوات الله علیه:
حَدِّثُوا عَنَّا وَ لَا حَرَجَ، رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏2، ص: 151
مولای ما حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمود:
از ما حدیث نقل کنید و احساس سختى نکنید. خدا رحمت کند کسى را که امر ما را زنده بدارد.

  • ۰
  • ۰


مولا و آقای ما حضرت امام صادق صلوات الله علیه در پاسخ به مردی زندیق که پرسیده بود: کودک خردسالی که نه گناهی کرده و نه جرمی از او سر زده، به چه سبب، مستحقّ دردها و بیماری هایی شده است که به وی می رسد: بیماری بر چند گونه است: بیماری آزمون، بیماری کیفر و بیماری ای که علّت مرگ قرارداده شده است. امّا تو مدّعی هستی که آن از خوراک نامناسب، نوشیدنی آلوده و بیماری ای است که در مادر وی وجود داشته است و گمان می کنی که هر کس، بدن خویش را درست تدبیر کند و در احوال خود، نیک بنگرد و در آنچه می خورد، سودمند و زیان آور را از همدیگر باز شناسد، بیمار نمی شود. تو در این دعوی خود، به عقیده کسانی می گرایی که می پندارند بیماری و مرگ، جز از خوردنی ها و نوشیدنی ها نیست. ارسطو، استاد طبیبان بود. افلاطون، سرآمد حکیمان بود و جالینوس، پیر و پُرتجربه بود؛ امّا نتوانست مرگ را آن گاه که در آستانه وی فرود آمد، از خویش برانَد. همه مُردند، در حالی که در حفظ خویش و در اندیشیدن به آنچه با بدن سازگار است از هیچ کوششی فروگذار نکردند. چه بسیار بیماری که درمان کننده او را ناتن درستی افزوده است و چه بسیار طبیب دانای آشنای به دارو و درمان، که خود مُرده و در برابر فردی ناآگاهِ به طب مدّتی درازتر پس از او زنده مانده است و نه آن را پس از سرآمدن مدّت زندگی و فرا رسیدن اجلش، آگاهی به طب، سودی نبخشیده، و نه این را پیش از سرآمدن مدّت زندگی و به گاه دورتر بودن اجل، ناآگاهی از طب، زیانی رسانده است.

سیدنا و مولانا الإمام صادق صلوات الله علیه لِزِندیقٍ و قَد سَأَلَهُ: فَبِمَا استَحَقَّ الطِّفلُ الصَّغیرُ ما یُصیبُهُ مِنَ الأَوجاعِ وَ الأَمراضِ بِلا ذَنبٍ عَمِلَهُ و لا جُرمٍ سَلَفَ مِنهُ؟ فَقالَ: إنَّ المَرَضَ عَلی وُجوهٍ شَتّی: مَرَضُ بَلوی، وَ مرَضُ عُقوبَهٍ، و مَرَضٌ جُعِلَ عِلَّهً لِلفَناءِ، و أنتَ تَزعُمُ أنَّ ذلِکَ مِن أغذِیَهٍ رَدِیَّهٍ، و أشرِبَهٍ وَبِیَّهٍ أو عِلَّهٍ کانَت بِامِّهِ، و تَزعُمُ أنَّ مَن أحسَنَ السِّیاسَهَ لِبَدَنِهِ و أجمَلَ النَّظَرَ فی أحوالِ نَفسِهِ و عَرَفَ الضّارَّ مِمّا یَأکُلُ مِنَ النّافِعِ لَم یَمرَض، و تَمیلُ فی قَولِکَ إلی مَن یَزعُمُ أنَّهُ لا یَکونُ المَرَضُ وَ المَوتُ إلّا مِنَ المَطعَمِ وَ المَشرَبِ! قَد ماتَ «أرَسطاطالیسُ» مُعَلِّمُ الأَطِبّاءِ، و «أفلاطونُ» رَئیسُ الحُکَماءِ، و «جالینوسُ» شاخَ و دَقَّ بَصَرُهُ، و ما دَفَعَ الموتَ حینَ نَزَلَ بِساحَتِهِ، و لَم یَألوا حِفظَ أنفُسِهِم، وَ النَّظَرَ لِما یُوافِقُها، کَم مِن مَریضٍ قَد زادَهُ المُعالِجُ سُقماً؟ و کَم مِن طَبیبٍ عالِمٍ و بَصیرٍ بِالأَدواءِ وَ الأَدوِیَهِ ماهِرٍ ماتَ، و عاشَ الجاهِلُ بِالطِّبِّ بَعدَهُ زَماناً؟! فَلا ذاکَ نَفَعَهُ عِلمُهُ بِطِبِّهِ عِندَ انقِطاعِ مُدَّتِهِ و حُضورِ أجَلِهِ، ولا هذا ضَرَّهُ الجَهلُ بِالطِّبِّ مَعَ بَقاءِ المُدَّهِ و تَأَخُّرِ الأَجَلِ!
الاحتجاج، ج 2، ص 225، ح 223، بحارالأنوار، ج 10، ص 171، ح 2.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی